مهمترین اخبار

تمدید کنفرانس بین المللی نظریه پردازی های علمی قرآن در حوزه علوم انسانی و طبیعی
تمدید کنفرانس بین المللی نظریه پردازی های علمی قرآن در حوزه علوم انسانی و طبیعی
فراخوان نشست علمی-تخصصی قرآن و علوم زیستی
فراخوان نشست علمی-تخصصی قرآن و علوم زیستی
برگزاری کارگاه آموزشی علم و فناوری در قرآن
برگزاری کارگاه آموزشی علم و فناوری در قرآن
اطلاعیه مهم تمدید زمانبندی کنفرانس بین المللی نظریه پردازی علمی قرآن
اطلاعیه مهم تمدید زمانبندی کنفرانس بین المللی نظریه پردازی علمی قرآن
اطلاعیه مهم تمدید زمانبندی کنفرانس بین المللی نظریه پردازی علمی قرآن
اطلاعیه مهم تمدید زمانبندی کنفرانس بین المللی نظریه پردازی علمی قرآن
×

پیام

تابع ایمیل بطور موقت توسط مدیر ارشد غیر فعال شده است.

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

به گزارش ایکنا؛ همایش یادمان علامه طباطبایی با موضوع تشیع و مختصات فرهنگ شیعی صبح امروز۲۱ ابان‌ماه در دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.

در ابتدای این همایش آیت‌الله سیدمصطفی محقق‌داماد به ایراد سخن پرداخت و بیان کرد: سخنم را با ذکر یک خاطره آموزنده از علامه طباطبایی آغاز می‌کنم و از این طریق وارد بحث اصلی خود می‌شوم. در سال‌ ۵۵ یا ۵۶ استادم، شهید مطهری فرمودند: علامه طباطبایی مایل‌اند تا زمانی که حیات دارند کتاب بدایةالحکمة و نهایةالحکمة تدریس شود و اگر ابهامی وجود دارد، تا زمانی که در قید حیات هستند آن ابهام را رفع کنند. به همین خاطر بنده این کتاب را درس می‌دادم و به دلیل قرابت مکانی منزلمان در شهر قم با منزل علامه طباطبایی، گاهی برای توضیح‌خواهی و بیان سؤالات خود به محضر ایشان شرفیاب می‌‌شدم.

 

 

وی افزود: یک‌ روز که خدمت ایشان رسیدم گفتم که اجازه دارم یک سؤال خارج از موضوع کتاب مطرح کنم. ایشان گفتند که سؤالت را بپرس. گفتم که حضرت استاد، اگر با این تجربه‌ای که اکنون در اختیار دارید، خداوند دو مرتبه شما را به روزهای آغازین زندگی‌تان برمی‌گرداند چه راهی را انتخاب می‌کردید و در چه رشته‌ای تحصیل می‌فرمودید؟ یعنی اگر بر فرض محال، خداوند دو مرتبه شما را جواب می‌کرد و می‌خواستید راهی را انتخاب کنید چه مسیری را انتخاب می‌کردید؟ دقیقاً در خاطر دارم که ایشان دستی به صورت کشیدند و با لبخند گفتند که همین راهی را که رفته‌ام، این بار با درایت انتخاب می‌کنم.

استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: این خاطره را مقدمه ورود به بحثم قرار می‌دهم. البته امروز در این جلسه تماماً اساتید علوم انسانی حضور دارند ولی اگر در حضور اساتید رشته‌های دیگر نیز سخن می‌گفتم، باکی نداشتم این مطلب را عرض کنم که براساس تجربه ناقص طلبگی من، پیچیده‌ترین دانش در میان دانش‌های تجربی و انسانی، دانش الهیات است؛ هم از نظر پیچیدگی و هم از نظر توسعه و وسعت. در یکی از مقالاتم به دلیل این موضوع اشاره کرده‌ام. شاهدم در این قضیه، یک مقایسه تاریخی است.

وی در ادامه گفت: اگر شما دانش طبیعیات و فیزیک را از زمان ارسطو تا امروز مقایسه کنید، درمی‌یابید که چقدر پیشرفت و تحول پیدا کرده است. اساساً بشر نمی‌تواند شتاب تکنولوژی را تصور کند. در مقابل، اگر رشته الهیات را از زمان ارسطو تا عصر حاضر بررسی کنید، می‌بینید که هنوز همان مسایلی که ارسطو مطرح کرده بوده است عیناً مطرح است. مگر مسئله جبر و اختیار هنوز مطرح نیست؟ مگر مسئله «از کجا آمده‌ام» هنوز مطرح نیست؟ مگر مسئله «به کجا می‌روم» هنوز مطرح نیست؟ در کدام مرکز علمی این مسایل را تمام‌شده تلقی می‌کنند؟ پس همان مسایل، امروز هم عیناً مطرح است.

محقق‌داماد در ادامه اظهار کرد: جا دارد با کمال صراحت این نکته را عرض کنم با اینکه هنوز در رشته الهیات همان مسایل گذشته عینا مطرح است اما نمی‌توان این واقعیت را انکار کرد که در مقاطع مختلف تاریخی مسایل جدیدی در دانش الهیات مطرح شده است که قبلاً مطرح نبوده است. البته ادعا نمی‌کنم که این مسایل حل شده است اما واقع قضیه این است که در مقاطع مختلف، مسایل جدیدی توسط متفکران بزرگ مطرح شده است.

وی با اشاره به ورود مسایل جدید از یونان بیان کرد: اگر بخواهیم دانش الهیات در اسلام را مورد توجه قرار دهیم درمی‌یابیم پس از نهضت ترجمه، مسایل جدیدی به وجود آمد که گرچه ریشه آنها در یونان بود ولی نحوه مطرح کردن‌شان جدید بود. نمی‌توان منکر این واقعیت شد که در قرون طلایی اسلامی یعنی قرن ۴ و ۵ حرف‌های معاندین توانست دانش الهیات را متحول کند و تکانه‌هایی در آن به وجود بیاورد. شبهاتی که زکریای رازی مطرح کرد توانست در الهیات یک تنش ایجاد کند. اگر ناخن‌زدن‌‌ها و خورده‌گیری‌های فخر رازی نبود، سفره گسترده میراث خواجه طوسی در دانش الهیات گسترده نمی‌شد. این افراد هر کدام یک هنگامه در تاریخ هستند.

استاد دانشگاه شهید بهشتی با بیان اینکه یک‌ روز علوم تجربی و مسایل برآمده از آن در مقابل دانش الهیات می‌ایستاد، گفت: پیش از آن، مسایل دانش فلسفه با دانش الهیات تقابل می‌کرد و در عصر حاضر هم مسایل جدیدی برای الهیات مطرح است که نه زاییده علم است و نه برآمده از فلسفه. مسایلی که امروز در دانش الهیات مطرح است، ناشی از نگاه جدید به انسان است. امروزه دوران حق‌مداری انسان آغاز شده است و بشر دیگر تکلیف‌مدار نیست. امروز بشر خود را دارای حق می‌داند. دانش الهیات موظف است به این مباحث بپردازد.

وی با بیان اینکه علامه طباطبایی یکی از هنگامه‌های دانش الهیات بود، تصریح کرد: ایشان گاهی با نیش قلم و گاهی با یک نیم‌خط با آن سبک متن‌نویسی و مشکل‌نویسی خودشان نکات ارزشمندانی را بیان می‌کردند که تنها افراد اهل فن می‌توانند آن را دریابند و توسعه دهند.

محقق‌داماد تأکید کرد: استدعا دارم دو جای تفسیر المیزان را ببینید؛ نخست ذیل آیه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ؛ در حقيقت دين نزد خدا همان اسلام است» (ال‌عمران/۱۹) و دیگری ذیل آیه «شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا؛ از [احكام] دين آنچه را كه به نوح در باره آن سفارش كرد براى شما تشريع كرد» (شوری/۱۳). بر مبنای مباحث ایشان ذیل این دو آیه می‌توان نگاه علامه به واقعیت، حقیقت و اینکه هر کسی حق دارد حقیقت را درک کند، دریافت. شاید اولین مرتبه باشد که این مسایل از سوی یکی از بزرگان الهیاتی مطرح می‌شود. ببینید نظریه استاد ما چقدر جالب است و ایشان چه نگاهی به ادیان مختلف دارد.
وی تصریح کرد: ایشان نظریه جالبی در این زمینه دارند که اکنون وقت ندارم آن را باز کنم. البته هرکسی نمی‌تواند نظرات ایشان را تشریح کند. شکر نعمتی که علامه طباطبایی از حضور شهید مطهری در جلسات درس خود داشتند، به همین خاطر بود. کسی که سخنان علامه را می‌فهمید و بیان می‌کرد، شهید مطهری بود. علامه طباطبایی دشوارنویس و دشوارگو بود. یک زمانی خدمت ایشان کتاب اسفار می‌خوانیدم. یادم هست در آن جلسات، علامه به گوشه مسجد نگاه می‌کرد و همین‌طور سخن می‌گفت. اگر کسی با کلام ایشان انس نداشت، نمی‌فهمید که علامه چه می‌گوید.

محقق‌داماد اظهار کرد: یکی از مسایلی که در خصوص شخصیت علامه طباطبایی برایم مطرح بود، توجه ایشان به کلیه ادیان بود. در جلسات هانری کربن و علامه طباطبایی، سیدحسین نصر موظف بود متون انگلیسی کتاب‌های مقدس را ترجمه کند و در جلسه بخواند. داریوش شایگان هم مأمور بود متون مقدس را از زبان فرانسه ترجمه کند. در آن زمان، توجه یک استاد حوزه علمیه به کتب مقدس سایر ادیان خیلی آموزنده بود.

وی سخنان خود را با ذکر خاطره‌ای از علامه طباطبایی پایان داد: در زمانی که در قم بودم، در یک عصر جمعه در فصل زمستان که هوا خیلی سرد بود و باد سوزانی می‌وزید از منزل خارج شدم. در آن هنگام دیدم علامه طباطبایی هم از منزل خارج شد و با هم مواجه شدیم. بنده دیدم فرصت مغتنمی است که سؤالاتی را خدمت ایشان عرض کنم و با ایشان همراه شوم. بعد از طرح سؤالات، با هم رهسپار شدیم تا اینکه به قبرستان حاج شیخ رسیدیم. ایشان سر قبر همسرشان نشستند و فاتحه خواندند. سپس آیاتی را از حفظ خواندند. بنده سوال کردم: آقا، هوا سرد است و شما هم کسالت دارید، چرا هر هفته این کار را انجام می‌دهید؟ ایشان با لهجه آذری خود یک عبارت فرمودند: «انس است دیگر».

در ادامه نشست حجت‌الاسلام خسروپناه به بیان سخن پرداخت و گفت: علامه طباطبایی مؤسس فلسفه نوصدرایی بود؛ چراکه اصول حکمت متعالیه را قبول داشت، اما علاوه بر نوآوری در تبیین این اصول، یک کار مهم دیگر کرد که بدان جهت معتقدیم ایشان مؤسس فلسفه نوصدرایی است. کار مهم ایشان این بود که از نظام فلسفی برای تأسیس فلسفه‌های مضاف استفاده کرد.

وی در ادامه به روش‌شناسی فلسفی و الهیاتی علامه اشاره کرد و گفت: علامه طباطبایی معتقد بود الهیات، فلسفه و عرفان هر کدام روش اختصاصی خود را دارند. ایشان در فلسفه، استناد به آیات و روایات را قبول نداشت و روش ایشان کاملاً عقلی و استدلالی بود. از نظر ایشان معرفت بر ایمان مقدم است و بدین جهت ما روش فلسفی ایشان را بر روش الهیاتی‌شان مقدم می‌داریم.

خسروپناه در ادامه اظهار کرد: گام اول علامه طباطبایی در روش فلسفی تقسیم علم به علم حضوری و علم حصولی است؛ مثلاً علم معلول به علت یا علم علت به معلول را حضوری می‌داند. در کنار علم حضوری به علم حصولی هم معتقد بود. گام دوم ایشان معتبر شمردن ابزار حس و عقل در علم حصولی است. ایشان در تقابل با تجربه‌گرایان و عقل‌گرایان عقلی، هر دو ابزار را معتبر می‌داند. سومین گام ایشان این است که ابزار عقل را برای درک بدیهیات به کار می‌گیرد.

رئیس مؤسسه حکمت و فلسفه ادامه داد: ایشان در چهارمین گام، با کمک عقل بدیهیات اولی و ثانوی را تقسیم می‌کند. این بدیهیات در حوزه تصدیقات است. در حوزه تصورات، علامه از حس شروع می‌کند اما در حوزه تصدیقات، بدیهی اولی عقلی را بر گزاره‌های حسی مقدم می‌دارد. در گام پنجم هم وارد قالب قیاس می‌شود. این روش، روش فلسفی محض است. علامه با این روش از آغاز بدایةالحکمة تا پایان بدایةالحکمة و از آغاز نهایةالحکة تا پایان نهایةالحکمة به حل مسایل پرداخته است. بدین جهت اگر کتاب بدایة و نهایة را به یک ملحد بدهیم می‌تواند استدلالات این کتاب را بپذیرد.

 

نظرات (0) کلیک ها: 46

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 

حوریه مقدم، مدیر خانه قرآن حضرت ابوالفضل(ع) تبریز‌ در گفت‌وگو با ایکنا از آذربایجان‌شرقی، با بیان اینکه ۲۷ قرآن‌آموز در کلاس‌های آموزشی این خانه قرآن حاضر می‌شوند، گفت: روخوانی و روان‌خوانی از گرایش‌های آموزشی قلمداد می‌شوند.

 


وی به پایه‌های سنّی قرآن‌آموزان این خانه قرآن اشاره کرد و افزود: قرآن آموزان در پایه‌های سنّی بزرگسال در کلاس‌های آموزشی حاضر می‌شوند.
مقدم، از عموم مشکلات روخوانی فراگیران قرآن گفت و ادامه داد: عموم اشکالات روخوانی فراگیران به ضعف مهارت روخوانی یا به عدم دقت، شتابزدگی،‌ اضطراب و عدم اعتماد به نفس مربوط است.
مدیر خانه قرآن شهری حضرت ابوالفضل(ع) تبریز‌ یادآور شد: باید سعی در فراگيرانی كه ضعيف‌ترند اين باور را ايجاد كنيد كه استعداد يادگيری كامل را دارند فقط سرعت يادگيری در آنها پايين‌تر است، بايد فراگيران به اين باور برسند كه خداوند انسان‌ها را متفاوت آفريده است و به هركس امتيازات مخصوص خودش عطا فرموده است.
وی با اشاره به فرموده مولای متقیّان علی(ع) افزود: امیرالمؤمنین علی(ع) می‌فرمایند: قرآن چراغ روشنی است كه نور آن به خاموشی نمی‌گراید.
مقدم‌ فرهنگ‌سازی را در آموزش قرآن تأثیرگذار دانست و تأکید کرد: بی توجه به فرهنگ‌سازی در امر آموزش و يادگيری باعث می‌شود كه تعليم و تربيت از عمق لازم برخوردار نباشد و به مرور كاركرد خود را از دست بدهد، اساس موفقيت پيامبر اعظم(ص) و بزرگان دينی و هم چنين آيات روح‌بخش قرآن توجه ويژه به عامل فرهنگ‌سازی است.

 

 

نظرات (0) کلیک ها: 42

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

به گزارش ایکنا؛ یکی از علومی که از دیرباز مورد توجه بوده، فلسفه است که حتی از این علم به مادر علوم نیز تعبیر می‌شود، فلاسفه بزرگی در غرب و شرق عالم به فلسفه پرداخته‌اند و هر یک نیز با شیوه خود با مسائل مواجه شده‌اند، اخیراً نیز شاهد هستیم که فلسفه به ویژه در غرب کارکرد دیگری پیدا کرده و به نوعی در پی حل مشکلات بشر برآمده است. از طرفی در عالم اسلام نیز میراث گرانبهایی وجود دارد که هم‌اکنون در اختیار فلاسفه مسلمان است و شروح فراوانی نیز بر آنها نگاشته شده است.

1107608 854

 

امروزه تحولاتی در زمینه مدرنیته و پیشرفت تکنولوژی در غرب به وجود آمده و برخی معتقدند که ریشه این تحولات فلسفی است و همین مسئله ما را بر آن داشت تا این موضوع را پیگیری کنیم و به این مسائل بپردازیم که اساساً فلسفه و اهداف آن کدام است، این علم چه نقشی در به وجود آمدن مدرنیته داشته و وضعیت کنونی فلسفه اسلامی به چه ترتیب است و نیازمند چه مواجهه‌ای است.

از این روی با حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا قائمی‌نیا، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به گفت‌وگو پرداختیم که مشروح آن از نظر می‌گذرد؛

ایکنا؛ در ابتدا تعریفی از فلسفه ارائه کنید.

تعریف فلسفه از یک فلسفه به فلسفه دیگر متفاوت است و با انبوهی از مکاتب و رویکردهای فلسفی مواجه هستیم؛ از طرفی با فلسفه اسلامی با گرایش‌های مختلف و از طرف دیگر فلسفه غرب با دو زیر مجموعه فلسفه تحلیلی و فلسفه قاره‌ای روبرو هستیم. هر فیلسوفی از فلسفه خودش تحلیل و تعریف خاصی دارد، لذا شاید نتوانیم یک تعریف جامع برای همه این فلسفه‌ها ارائه کنیم.

ولی در مورد فلسفه اسلامی می‌توان گفت که در واقع نوعی تأملات عقلی در مورد مفاهیم و مقولات کلی است که بر موجود از آن حیث که موجود است، صدق می‌کند. فلسفه اسلامی از موجود بماهو موجود؛ یعنی از موجود از آن جهت که موجود است بحث می‌کند نه از آن جهت که ریاضی باشد یا غیر آن بحث می‌کند؛ بلکه از خود موجود از آن حیث که موجود است بحث می‌کند.

فلسفه‌های دیگر مانند اگزیستانسیال و پدیدار شناسی نیز تعاریف خاصی از فلسفه‌ها دارند، به یک معنا تعریف هر فلسفه‌ای وابسته به خود آن فلسفه است، چون این مسئله برمی‌گردد به اینکه متعلق بحث فیلسوف چه چیزی باشد، این که از انسان یا از ذوات اشیاء و یا چیز‌های دیگری بحث می‌کند. شاید بتوانیم بگوییم به یک معنا، به تعبیر «ویتگنشتاین»، میان این فلسفه‌های مختلف ‌شباهت خانوادگی وجود دارد و نمی‌توانید یک امر مشترکی را پیدا کنید که همه آنها از این امر مشترک بحث کنند. اما اشتراکاتی بین این فلسفه‌ها وجود دارد.

ایکنا؛ در غرب شاهد به وجود آمدن تکنولوژی و مدرنیته هستیم، به نظر شما چه نسبتی بین مدرنیته با فلسفه وجود دارد؟

در مورد مدرنیته دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد، ولی به نظر بنده مدرنیته اساساً هویت فلسفی دارد، یعنی از سیطره پیدا کردن یک نوع نگرش فلسفی خاص در غرب مدرنیته پیدا شده است، آن خودبنیادی عقل یا حکومت عقلِ خودبنیاد موجب شده است که مدرنیزم پیدا شود، بقیه مظاهر مدرنیزم و مدرنیته هم به همین خودبنیادی عقل برمی‌گردد.

اینکه علم در غرب چنین شکل گرفته و تکنولوژی به وجود آمده اینها ثمرات و شاخه‌های مدرنیته هستند، عقل برای خود جایگاه خاصی تعریف می‌کند و در واقع حیات خودش را در تسلط بر طبیعت پیدا می‌کند، یعنی به جای اینکه طبیعت را به عنوان آیت الهی ببیند، به عنوان منبع انرژی می‌بیند، در نتیجه تا آنجا که ممکن است باید از این منبع بهره‌برداری کند و هر نیرویی را که طبیعت دارد، به دست آورد.

به عبارتی عقل بشری تبدیل می‌شود به ارباب جهان، یعنی خودش را رب جهان می‌داند که باید جهان را مدیریت کند و تا آنجا که ممکن است تمام نیروهای طبیعی را به تسخیر خودش درآورد، این نگرشی است که در دوره جدید نسبت به انسان پیدا شده که نگرشی فلسفی است، شاهد این هستیم که عقل کمی و عقل ابزاری سیطره پیدا کرده و اینها مولفه‌هایی هستند که مدرنیته را رقم زده‌اند و همگی مولفه‌های فلسفی هستند.

ایکنا؛ برخی معتقدند که محیط زیست آلمان توسط هایدگر که فیلسوف بوده است احیا شده، آیا اساسا چنین نسبتی بین فلسفه و علوم دیگر و یا طبیعت وجود دارد که بتواند چنین اتفاقی بیفتد؟

فلسفه‌هایی که در غرب پیدا می‌شود، حالت «پراگماتیسی» دارند. از یک نظر فلسفه‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند؛ نخست فلسفه‌هایی که ملموس و عینی هستند که این تعبیر یک مقدار تعبیر همراه با مسامحه است، یعنی فلسفه‌هایی که به زمین، به انسان خاکی و علم خاکی می‌پردازد. دوم فلسفه‌هایی که حالت انتزاعی و مجرد دارند و در آسمان هفتم سیر می‌کنند.

‌فلسفه‌های ملموس و عینی، فلسفه‌هایی هستند که در غرب پیدا شدند. این فلسفه‌ها با بشر خاکی و با مشکلات بشر خاکی سر و کار دارند و تلاش می‌کنند که مشکلات این جهانی را حل کنند، مانند مشکل محیط زیست و امثال اینها، طبیعی است که فلسفه‌هایی که در غرب پیدا شدند رویکرد انضمامی دارند، به تاریخ و محدودیت‌‌های بشری توجه زیادی دارند، همچنین به اینکه بشر چگونه زندگی می‌کند و تکنولوژی در چه وضعیتی است نیز توجه دارند.

اما فلسفه‌های انتزاعی اینطور نیستند، فلسفه‌هایی که در جهان اسلام شکل گرفت اینطور بود که انسان را از موطن اصلی خودش دور می‌کرد که البته این فلسفه‌ها مزایایی نیز دارند و بیشتر مسائل الهیاتی بشر را حل می‌کنند، اینکه خدا وجود دارد، نسبت انسان‌ با وجود خدا چیست و ...، که البته لازم است این‌ها مطرح شود، اما آن جنبه از فلسفه غرب که پرداختن به مشکلات این جهانی بشر است را پیدا نکرده است و نقطه ضعف بزرگ این فلسفه اسلامی است که هنوز حالت پراگماتیک پیدا نکرده، از این جهت میان عرفان و فلسفه خودمان فرق می‌گذارم و عرفان را به حل مشکلات نزدیک‌تر ‌می‌دانم.

ایکنا؛ با این توضیحات به نظر شما باید چه اتفاقی در این زمینه بیفتد؟ آیا نیازمند جمع بین فلسفه غرب و اسلامی هستیم؟

هر کدام مزایا و معایبی دارند و نیاز داریم که رویکردهای جدیدی را داشته باشیم که هر دو جنبه انسان را مورد بررسی قرار دهد، جنبه فراتاریخی و جنبه تاریخی انسان را مورد توجه قرار دهد و هر دو دسته از مشکلات را حل کند. در اینجا راه حل‌های متفاوتی ارائه می‌کنند، برخی می‌گویند از دِل فلسفه اسلامی یک فلسفه محیط زیست یا یک فلسفه تکنولوژی هم بیرون آوریم، اینها خوب است اما به یک معنا وارونه کردن عالم است.

آن تعبیری که «هگل» دارد نکته مهمی است که باید بدان توجه داشت، هگل تلاش می‌کند متافیزیک را از آن حالت «سابجکتیو» به «آبجکتیو» تبدیل کند، یعنی آن متافیزیک انفسی را تبدیل به متافیزیک آفاقی کند. او متافیزیک را به تاریخ ربط می‌دهد و تلاش می‌کند آن را خاکی کند.

نقدی که بر متافیزیک رایج دارد همین است که متافیزیک انتزاعی، یک عالم وارونه است، اگر بخواهید در همان چارچوب بمانید، همچنان در یک عالم وارونه باقی خواهید ماند، باید به دستاوردهای فلسفی گذشتگان توجه و از آنها استفاده کرد، اما این به معنای تطبیق نیست.

یعنی مسئله، مسئله استخراج جزئیات از کلیاتی که در فلسفه آمده نیست، این یک خلط بزرگی است که بسیاری از دوستان ما دچار آن شده‌اند و فکر می‌کنند امروزه به عنوان مثال علوم را اسلامی کنند و یا مسئله محیط زیست را حل کنند و ...، این چیزی جز این نیست که شما همان اصولی که در فلسفه دارید به آنجا ببرید.

این در یک عالم وارونه زندگی کردن است، بلکه باید بر اساس موانعی که وجود دارد، در نگاه فلسفی یک نوع خلاقیتی صورت گیرد که آن فاصله‌ای که میان عالم عین و ذهن است به نحوی پُر شود. فلسفه از آن آسمان هفتم به روی زمین تنزل پیدا کند. اتفاقی در عالم غرب افتاده است و ما مبانی فلسفه آنها را قبول نداریم اما این اتفاق، اتفاق میمون و مبارکی است که فلسفه در آنجا از آسمان هفتم تنزل پیدا کرده و این جهانی شده است. فلسفه آفاقی شده است و مشکلات بشر را حل می‌کند و در یک فضای خلا و انتزاعی سیر نمی‌کند، این باید اتفاق بیفتد و باید برای این مسئله چاره‌ای اندیشید.

ایکنا؛ سؤالی که مطرح می‌شود این که چه زمانی قرار است فلاسفه ما به این نوآوری روی آوردند و اینکه تا چه زمانی قرار است کارهای آنها در قالب شرح نگاری خلاصه شود؟

به نظر بنده تنها راه، وارد دیالوگ شدن با فلسفه غرب است، هنوز این دیالوگ برقرار نشده است، به فلسفه غرب ما در حد نقد می‌پردازیم، یعنی آراء یک فیلسوف را نقد می‌کنیم اما این کار گرچه لازم است اما مشکلی را حل نمی‌کند، مشکل وقتی حل می‌شود که ذهنیت فلاسفه ما تغییر پیدا کند و عالم آنها نیز تغییر کند، اگر ذهنیت عوض نشود، عالم هم تغییر نمی‌کند، باید ببینند مثلا هگل و هایدگر و غیره چرا اینطور فکر کرده است. مادامی که فلاسفه ما به فضای فکری اینها ورود نکنند، این مسئله حل نخواهد شد و این اتفاق نیز در اثر یک نوع دیالوگ حقیقی صورت می‌گیرد.

سیستمی که در فلسفه ما حاکم شده، سیستم ارسطویی است که مبتنی بر برهان و استدلال و ... است، سر جای خودش این روش خوب است، اما برای تغییر فضا و درک اندیشه‌های جدید، سیستم ارسطویی مشکلات را حل نمی‌کند، بلکه باید تابع منطق سقراطی شد و در یک فضای دیالوگ وارد شویم، باید دیالوگ حقیقی میان ما و فلسفه غرب صورت گیرد که در شرایط فعلی این را چندان عملی نمی‌بینم، چون ذهنیت فلاسفه ما باید تا حدی تغییر کند.
بالاخره باید توجه کنیم آنها با این مبانی نادرست، توانسته‌اند مشکلات دنیای خود را حل کنند، باید به این مسئله به همین اندازه اعتراف کنند و وقتی اعتراف کردند یک نوع آمادگی پیدا می‌شود که با فلسفه غرب وارد گفت‌و‌گو شد.

ایکنا؛ با توجه به مشکلاتی که امروزه در محیط زیست و ... با آن مواجه هستیم، چرا فلاسفه ما دست به کار نمی‌شوند و این دیالوگ را برقرار نمی‌کنند؟

دلیلش این است که اندیشه‌های فلسفی ما بسیار انتزاعی هستند و هنوز نتوانسته‌ایم وارد مسائل عملی شویم، از این جهت بنده عرفان را موفق‌تر می‌دانم، چون در عرفان یک اشاراتی به طبیعت و ... وجود دارد اما در فلسفه ما، طبیعت مغفول مانده است، گرچه برخی علمای ما در مورد طبعیت مطالب زیادی داشته‌اند، اما نتوانستند مواجهه فلسفی با طبیعت پیدا کنند

در عرفان می‌توان این ادعا را داشت که تا حدودی مطالبی بیان شده باشد و نسبت به طبیعت بحث‌هایی صورت گرفته باشد اما اینها صورت بندی فلسفی نشده است، بلکه باید صورت بندی فلسفی شوند. این قبیل مسائل هنوز به عنوان یک مشکل برای فلاسفه ما مطرح نیست که مثلا بحران محیط زیست را مطرح کنند، بحرانی که در ایران با وجود ساخت و سازهای غیر قانونی و استفاده‌های بی قاعده از طبیعت در حال تشدید است و بخش گسترده‌ای از طبیعت ایران در حال تخریب است اما این به عنوان یک مسئله برای فیلسوفان ما مطرح نشده است.

ایکنا؛ یک سؤال هم در مورد ملاصدرا مطرح می‌کنم و آن اینکه به چه دلیل بعد از ملاصدرا فیلسوفی در حد و اندازه وی ظهور نکرد؟

بعد از ملاصدرا، علامه طباطبایی را نقطه عطف می‌دانم، اما دلیل آن هم همین می‌دانم که علامه با مارکسیسم و فلسفه‌های ‌تجربی و امثال اینها وارد یک دیالوگ شد. اما این جریان متوقف شد و دلیلش نیز این بود که فلاسفه بعدی فکر کردند که فلسفه اسلامی به کمال رسیده و دیگر به فلسفه‌های جدید که ظهور کرد، توجه نکردند.

به هر صورت فلسفه‌های جدید را نمی‌شود به راحتی پاسخ داد و بساط آنها را با آن بحث‌هایی که در سال ۴۲ مطرح شد جمع کرد، باید در فضای جدید چاره‌ای دیگر اندیشید. متاسفانه فلاسفه ما تصور کردند که فلسفه اسلامی مشکلات را حل کرده و این مشکلات تمام شده است.

ایکنا؛ سؤال پایانی از خدمت شما مربوط می‌شود به انقلاب اسلامی که در ایران شکل گرفت، برخی‌ها صبغه این انقلاب را صدرایی می‌دانند، آیا شما نیز چنین نظری را تأیید می‌کنید؟

این مطلبی است که نسبت داده می‌شود به امام(ره) که باید درست تفسیر شود، اما این سخن تفسیر دیگری دارد. بنده انقلاب اسلامی را بیشتر متاثر از کلیت مبانی اندیشه‌های اسلامی می‌دانم تا به طور مستقیم متاثر از خود حکمت صدرایی. دو مطلب وجود دارد که نباید آنها را با هم خلط کرد: یکی اینکه برای شکل گیری انقلاب این فلسفه خوب است، اما برای مدیریت جامعه باید فکر دیگری کرد، در واقع برای به وجود آوردن انقلاب، از آن فلسفه تاثیر گرفتیم و از این نظر خیلی هم خوب بود، اما برای مدیریت می‌خواهید چه کار کنید. بنابراین، اگر واقعا انقلاب اسلامی با این حکمت به وجود آمده این بدین معنا نیست که برای مدیریت و ادامه انقلاب هم مناسب است. بلکه برای مدیریت جامعه و تمدن اسلامی به فلسفه توانمند دیگری نیاز داریم.

نکته دوم این است که، خیر؛ اینطور نیست که بگوییم حتما انقلاب اسلامی متاثر از فلسفه صدرایی است و لا غیر. اندیشه‌های فلسفی صدرا عبارت از تشکیک وجود و غیره است و با انقلاب ارتباط مستقیم ندارد، بعضی چیزهایی است که رابطه ضروری با فلسفه صدرایی ندارد و با فلسفه‌های اسلامی دیگر نیز قابل حل است. از این گذشته، مایه‌های عرفانی این فلسفه بیشتر با انقلاب ارتباط دارد تا خودش. در هر صورت، حضور عرفان را در این مورد بیشتر از حکمت صدرایی می‌دانم. این حکمت هم در بخش جنبه‌های عرفانی‌اش تأثیر داشته نه خصوص مبانی هستی‌شناختی‌اش.

گفت‌وگو از مرتضی اوحدی

نظرات (0) کلیک ها: 52

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

حجت‌الاسلام رحیم قربانی، استاد حوزه و دانشگاه در گفت‌وگو با ایکنا از آذربایجان‌شرقی با بیان اینکه گردشگری مذهبی عمدتاً با رویکرد عبادی، زیارتی، تبلیغ دینی و بازدید از مراکز تاریخی و مذهبی اتفاق می‌افتد، افزود: کشورهای اسلامی وزارت‌خانه‌ مستقلی برای گردشگری دارند اما ایران جزو معدود کشورهایی است که در این رابطه وزارتخانه ندارد؛ بدین جهت آنگونه که باید نمی‌تواند در سازمان‌های بین‌المللی در حوزه گردشگری عضویت موثری داشته باشد.


وی با اشاره به این‌که گردشگری اسلامی و مذهبی و گردشگری حلال، حلقه‌ مفقوده توسعه صنعت توریسم در ایران اسلامی است، گفت: گردشگری مذهبی یکی از فرصت‌های بسیار مغتنم در حوزه توریسم در کشورهای اسلامی به‌ویژه در ایران است.
حجت‌الاسلام قربانی تأکید کرد: هر چند در ایران سازمان در رابطه با گردشگری وجود دارد اما حوزه فعالیت‌های یک سازمان با یک وزارتخانه متفاوت بوده و سازمان قدرت ایفای نقش مؤثر در بین نهادهای بین‌المللی را ندارد.
این استاد حوزه و دانشگاه با بیان این‌که «گردشگری مذهبی» یکی از حوزه‌های بسیار مهم گردشگری است، افزود: توریستی که وارد یک کشور اسلامی می‌شود اهداف خاصی را دنبال می‌کند و از جاذبه‌های توریستی آن کشور باخبر است؛ یعنی به دنبال دیدن آثار تاریخی و فرهنگی و مذهبی آن کشور است نه به دنبال انواع دیگر گردشگری.

گردشگری اسلامی در تبریز ۲۰۱۸
وی در ادامه به انتخاب تبریز به عنوان پایتخت گردشگری اسلامی در سال ۲۰۱۸ اشاره کرد و گفت: متاسفانه آنگونه که باید متولیان امر نتوانستند تبریز را در جهان به عنوان مقصد گردشگری اسلامی بشناسانند و به جرات می‌توان گفت که هیچ اثری از گردشگری اسلامی در سال ۲۰۱۸ تبریز وجود ندارد تا ابعاد مذهبی و اسلامی شهر تبریز را به نمایش بگذارد؛ چرا که گردشگری اسلامی یک عنوان تخصصی است برای نوعی گردشگری که در آن ابعاد و احکام اسلامی و رویکردهای مذهبی مثل زیارت مدنظر است؛ یعنی باید زیرساخت‌های لازم برای تحقق این نوع گردشگری که در دنیا با نوعی گردشگری حلال توصیف و دنبال می‌شود، فراهم می‌شد.

حجت‌الاسلام قربانی با تأکید بر این‌که متولیان فرهنگی شهر در تبریز ۲۰۱۸ به جای گردشگری اسلامی، سمت و سوی دیگری را مورد توجه قرار دادند، افزود: طراحی ایستگاه اتوبوس و تاکسی به سبک مدرن غربی(گرچه در جای خود شاید مطلوب بوده باشد)، جمع‌آوری برخی نمادها و سمبل‌های مذهبی مثل صندوق‌های صدقات مؤسسات خیریه که بیانگر تعاون مردم برای از بین آسیب‌های اجتماعی فقر است، پاکسازی جایگاه نصب علم و پرچم از معابر به بهانه پاکسازی معابر از عناصر اضافی گوشه‌ای از این اقدامات بود که باعث شد نتوانیم از این فرصت استفاده کنیم و تبریز را به عنوان مقصد گردشگری اسلامی به گردشگران دنیا معرفی کنیم.

این پژوهشگر مسایل دینی در این راستا متذکر شد: توریست اروپایی برای دیدن هتل‌های آنچنانی یا کافی شاپ با ارائه سرویس در کف پیاده‌رو به تبریز نمی‌آید، بلکه می‌آید تا عناصر تاریخی، فرهنگی و اسلامی این شهر را مشاهده کند؛ شهری که از دوران آل‌بویه و سپس در دوره ایلخانی و صفویه به عنوان پایتخت جهان تشیع مشهور بوده است.

احیای صنعت توریسم
وی با بیان این‌که تفکر غلطی است که فکر کنیم «اگر بخواهیم شهر تبریز را توریستی شود، باید آن را اروپایی کنیم» گفت: تنها راه احیای صنعت توریسم در تبریز و سایر شهرهای ایران، احیای ساختار گردشگری مذهبی و اسلامی است و اینکه بتوانیم وجود زمینه گردشگری حلال در ایران را به جهانیان تبلیغ کنیم و گردشگران علاقمندان به این حوزه را جذب کنیم.

وی با اشاره به آمار ورود گردشگران خارجی به کشور، گفت: متأسفانه در تولید محتوای گردشگری مذهبی از سوی مسئولان امر کوتاهی شده و علت این کوتاهی نیز نبود یک وزارتخانه مستقل در حوزه گردشگری است.

حجت‌الاسلام قربانی با اشاره به وجود ۲۸ نوع گردشگری که ۲۰ نوع آن با رویکرد اسلامی قابل دفاع است، افزود: در منابع دینی نیز روایات و آیات بسیاری در حوزه گردشگری و اقسام مختلف آن وجود دارد.

معاون پژوهشی جامعةالمصطفی واحد تبریز بیان کرد: علی‌رغم کوتاهی‌ها باز هم معتقدیم که تبریز ۲۰۱۸ می‌تواند مبدا شروعی برای ایجاد زمینه جهت استفاده از ظرفیت‌های گردشگری مذهبی و اسلامی به ویژه حوزه گردشگری حلال باشد؛ البته با توجه به این نکته که گردشگری حلال مخاطب عمومی بین المللی از تمامی کشورهای دنیا با ظرفیت بسیار بالا دارد و گردشگری مذهبی و اسلامی دارای مخاطب خاص در بین کشورهای اسلامی (مسلمان و غیر مسلمان) است.

وی در ادامه با بررسی ویژگی‌های آکادمیک گردشگری اسلامی و نمود آن در پیاده‌روی اربعین (بزرگترین تجمع مذهبی جهان) و با بیان این‌که پیاده‌روی اربعین با مبانی و اصول علمی گردشگری مذهبی انطباق کامل دارد، تشریح کرد: مقصد اصلی گردشگری اسلامی و مذهبی عمدتا اماکن مذهبی و زیارتی است که در پیاده‌روی اربعین کاملا نمود داشت.

گردشگری مذهبی
حجت‌الاسلام قربانی با بیان این‌که گردشگری مذهبی با کمترین آسیب‌های زیست محیطی همراه است، چرا که در این رابطه احکام شرعی ویژه‌ای وجود دارد، گفت: این موضوع را نیز می‌توان در شهرهای مذهبی از جمله مشهد و قم و همچنین پیاده‌روی اربعین مشاهده کرد.

وی بیان کرد: در گردشگری مذهبی و اسلامی اقشار مختلف جامعه از فقیر گرفته تا غنی مشارکت می‌کنند که این موضوع نیز در پیاده‌روی اربعین خود را نشان داد و تمامی اقشار جامعه در آن اجتماع میلیونی حضور یافتند.

این استاد دانشگاه با تأکید بر این‌که گردشگری مذهبی جزو ساده‌ترین و بی پیرایه‌ترین مراسم‌ گردشگری است، افزود: در انواع دیگر گردشگری شاید نوعی اشرافیگری وجود داشته باشد ولی گردشگری مذهبی با ساده‌ترین شکل‌ امکان‌پذیر است؛ این موضوع نیز در پیاده‌روی اربعین کاملا نمود داشت.

حجت‌الاسلام قربانی با تأکید بر این‌که گردشگری مذهبی غالباً در قالب زیارت اتفاق می‌افتد، افزود: گردشگری مذهبی علاوه بر جنبه‌های مذهبی و معنوی، جنبه‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نیز دارد و معمولاً اماکن مذهبی محل برپایی نماز جمعه، جشن‌های مذهبی، اجتماعات سیاسی و ملی، رویدادهای مهم تاریخی و فرهنگی است که در پیاده‌روی اربعین کاملاً نمود داشت.

وی در ادامه با تأکید بر این‌که سفرهای مذهبی غالباً به صورت جمعی و گروهی انجام می‌گیرد که ظرفیت بزرگی است، افزود: این جنبه از گردشگری اسلامی نیز در پیاده‌روی اربعین نمود داشت.

وی با بیان این‌که کربلا جزو پنج مرکز بین‌المللی(مکه، مشهد، واتیکان، بیت‌المقدس و کربلا) است که در کل دنیا مورد توجه است، از این‌رو از نظر راهبردی پیاده‌روی اربعین اهمیت بسیاری دارد.

فرهنگ زیارت
این پژوهشگر مسایل دینی تأکید کرد: مشهد و کربلا دو مرکز مهم و مورد توجه گردشگران خارجی است اما متأسفانه متولیان فرهنگی کشورهای اسلامی ظاهراً هیچ برنامه‌ای در این رابطه ندارند.

وی با بیان این‌که مطالعاتی در دهه ۸۰ در مشهد در مورد «فرهنگ زیارت» انجام گرفت که نهایتا در اوایل سال ۹۰ تعطیل شد، گفت: مسئول تحقیقات اعلام کرد که چون به این قضیه (زیارت میلیونی امام رضا علیه السّلام) از بُعد صنعت توریسم نگاه نمی‌کنند، مطالعات را تعطیل کرده‌اند.

وی نقش رسانه، ماهواره و روزنامه‌ها در مجامع علمی در این رابطه را بسیار مهم برشمرد و از مراجع ذیربط خواست تا رویداد مهم پیاده‌روی اربعین را با بحث گردشگری اسلامی و مذهبی پیوند دهند و همچنین مشخص کنند که دانشگاه‌ها و مراکز علمی چه نقشی در گردشگری مذهبی دارند و یا اصلا در ارائه محتوا برای گردشگری مذهبی نقشی دارند یا نه!

پیاده‌روی اربعین؛ عامل برقراری صلح
حجت‌الاسلام قربانی با تأکید بر این‌که پیاده روی اربعین از عوامل مؤثر در برقراری صلح و افزایش وحدت و هم‌افزایی است، گفت: متأسفانه نتوانسته‌ایم این موضوع را برای جهانیان بشناسانیم که اگر گفتمان صلح آنرا به جهان عرضه کنیم، گردشگری صلح نیز در این رویداد تبلور و نمود خاص جهانی می‌یابد.

معاون پژوهشی جامعة‌المصطفی واحد تبریز در ادامه به اهمیت بحث مهمان‌پذیری در صنعت توریسم اشاره کرد و گفت: یکی از ظرفیت‌های توریسم مذهبی ایجاد سیستم مهمانپذیری توسط همیاری و همکاری مردمی است، چنانچه در جریان پیاده‌روی اربعین این قضیه نمایان شد و حتی وزیر نیروی کشور عراق خانه شخصی خود را با همه امکاناتش در اختیار زوار حسینی قرار داد.

حجت‌الاسلام قربانی با بیان این‌که باید بر روی پیاده‌روی اربعین تمرکز کرده و با پیوند دادن آن به نوع آکادمیک و صنفی گردشگری اسلامی، آن را در دنیا بشناسانیم، یادآور شد: اتاق‌های فکری دشمن بر روی این موضوع کار می‌کنند که چگونه این رویداد مهم میلیونی را به نفع خود و به ضرر مسلمانان رقم بزنند و اگر متولیان کشورهای اسلامی در این رابطه کار حساب شده نکرده و برای استفاده از ظرفیت‌های بالای جهانی آن برنامه‌ریزی نکنند، آسیب‌های بزرگی را در پی خواهد داشت.

تبدیل گردشگری اسلامی به رشته آکادمیک
این کارشناس مسایل مذهبی بر لزوم تبدیل گردشگری اسلامی و مذهبی به یک رشته آکادمیک تأکید کرد و گفت: هیچ دانشگاهی در کشور چنین رشته‌ای را ندارد، در حالی که این ظرفیت (گردشگری اسلامی و مذهبی) در کشورمان وجود دارد.

وی با بیان این‌که اولین دایرة‌المعارف گردشگری در جهان اسلام توسط یک غیرمسلمان به تألیف درآمد، افزود: آیا این با خرد و قوانین الهی سازگاریی دارد که باید منتظر باشیم تا یک مسیحی و مستشرق کتابی نوشته و رشته ای تاسیس کند تا ما نیز به تاثر از آن رشته را ایجاد کنیم؟

وی افزود: هرچند جناب نوئل اسکات (مؤلف اولین دایرة‌المعارف گردشگری در جهان اسلام) یک استاد و محقق مشهور و متبحر است و با مشورت پروفسور جعفر جعفری کتاب را به تالیف درآورده است، اما آیا نباید چنین کتابی به دست یک اسلام شناس مسلمان نوشته می‌شد؟

حجت‌الاسلام قربانی با بیان اینکه در ایران مجموعه‌ای تحت عنوان انجمن گردشگری مذهبی نداریم که بتواند به طور علمی و صنفی امور مربوط به گردشگری مذهبی را ساماندهی کند و جای خالی «اتحادیه یا انجمن ملی گردشگری اسلامی» در کشور و همچنین «اتحادیه بین‌المللی گردشگری اسلامی» در بین کشورهای اسلامی به شدت احساس می‌شود، افزود: در کشور انجمن گردشگری ایران، انجمن گردشگری اکوتوریسم وجود دارد اما انجمن گردشگری مذهبی نداریم و این قضیه بطور جدی جای سوال دارد که چرا متولیان امر گردشگری و مجامع علمی حوزوی و دانشگاهی به این حوزه ورود نکرده و به امر گردشگری مذهبی و اسلامی با دید صنفی نگاه نشده است؟!

نظرات (0) کلیک ها: 83

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال


فعالیت‌های خیر و نوع‌دوستانه هر چند از دیرباز تا کنون در ایران

رواج داشته است و محل تاثیرگذاری‌های بزرگی در حوزه‌های

مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بوده‌اند اما به ندرت موضوع

تحقیق و پژوهش پژوهشگران در زمینه‌های مختلف علمی

قرار گرفته‌اند.

با توجه به حجم عظیمی از منابع خیر (مالی و غیر مالی) که هر ساله در

حوزه‌های مختلف اجتماعی سرمایه‌گذاری می‌شود، پژوهش در این

زمینه برای بررسی، آسیب‌شناسی، اولویت‌بندی و بهبود استفاده از این

منابع، ضروری است.

از این رو به منظور تهییج پژوهشگران و متفکران به پژوهش و تولید

دانش در حوزه امر خیر، «دومین همایش علمی خیرماندگار» به

همت بنیاد خیریه راهبری آلاء در دی‌ماه سال جاری برگزار می‌گردد.

 

 

محورهای همایش:

 

1. فلسفه و مبانی

2. آموزش

3. تاریخ

4. جامعه و فرهنگ

5. فقه و اخلاق

6. اقتصاد و مدیریت

7. روانشناسی و مددکاری اجتماعی

8. رسانه، ارتباطات و فضای مجازی

9. هنر و ادبیات

10. حقوق و سیاست

 

 
 
آخرین مهلت ارسال مقالات کامل
1397-08-30

 

تاریخ اعلام نتیجه داوری مقالات
1397-09-15

 

تاریخ شروع همایش
1397-10-10
 
تاریخ پایان همایش
1397-10-11

نظرات (0) کلیک ها: 154

زیر مجموعه ها